تبلیغات
پایگاه مطالعات سیاسی حقوقی
 
پایگاه مطالعات سیاسی حقوقی
یادداشتهای اسماعیل طهمورثی
درباره وبلاگ


مدرس حوزه و دانشگاه

دانشجوی دکترای حقوق بین الملل

کارشناسی ارشد معارف اسلامی و حقوق گرایش جزا و جرم شناسی



مدیر وبلاگ : اسماعیل طهمورثی
دعای کمیل‌مان که باید 20 دقیقه طول بکشد معمولا دو ساعت و نیم، سه ساعت، ببینید اینها روز قیامت جواب دارد، اگر صاحب شریعت بگوید چرا لطائف و ظرائف شریعت ما را در ذهن مردم ثقیل جلوه دادید، چه جواب خواهیم داد؟! یک جوان میخواهد برود دعای کمیل میداند که رفتنش با خودش است برگشتنش با کرام الکاتبین است!

آیت‌الله فاطمی‌نیا با انتقاد از جلسات طولانی‌مدت احیا گفت: در جلسه‌های احیا که ۵ الی ۶ ساعت طول می‌کشد مردم را خسته می‌کنیم، وقتی رمقشان گرفته شد تازه قرآن‌ها را توزیع می‌کنیم.

آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا طی سخنانی‌ گفت: من قبلا در جاهای دیگر عرض کرده‌ام تاکید روایات بر این است که ما به نشاط نگاه کنیم، نشاط نشاط! انشاءالله شب‌های قدر می‌آید حالا این حدیث را هیچ‌کس عمل نمی‌کند، جلسه‌های احیاء خواهیم داشت پنج ساعت الی شش ساعت! مردم را می‌نشانیم کاملا که دیگر رمق‌شان گرفته شد هیچ حالی که دیگر نماند تازه قرآن‌ها توزیع می‌شود بگذارند روی سرشان بگویند «بک یا الله!»

دعای کمیل‌مان که باید 20 دقیقه طول بکشد معمولا دو ساعت و نیم، سه ساعت، ببینید اینها روز قیامت جواب دارد، اگر صاحب شریعت بگوید چرا لطائف و ظرائف شریعت ما را در ذهن مردم ثقیل جلوه دادید، چه جواب خواهیم داد؟! یک جوان میخواهد برود دعای کمیل میداند که رفتنش با خودش است برگشتنش با کرام الکاتبین است! میخواهد برود احیاء رفتنش با خودش است برگشتن با کرام الکاتبین، بابا شش ساعت هم آخر احیاء می شود؟! آخر چه کسی گفته است؟ اگه تو خودت حال داری خوب برو یک گوشه، برادر من عزیز من حالت را که نمیتوانی به کسی منتقل کنی.

خلاصه نشاط خیلی مهم است، روایت داریم که آقا خطرناک است، تو همین قم یک طلبه ای بعضی ریاضت ها را برخودش تحمیل کرده بود، حتما باید نماز شب بخواند، روزی سه جزء قرآن بخواند، چه بکند، چه بکند، چون پشتوانه علمی هم نداشت یکدفعه بریده بود، آمده بود میگفت بله ما یکوقت بیکار بودیم نماز شب میخواندیم!، چرا؟ برای اینکه پشتوانه علمی نداشت، نشاط هم نداشت، یک وقت حاج آقا حسین فاطمی است رضوان الله علیه قریب به یک قرن نماز شب خواند و سیر نشد، یک وقت مرحوم آیت الله العظمی اراکی بود قریب به یک قرن نماز شب خواند و سیر نشد، امام همینطور بزرگان همینطور، یک وقت هم یک آدمی که پشتوانه علمی ندارد روی احساس آمده، فقط احساس.

احساس یک اندازه ای دارد عزیز من، اگر کسی علوم اولین و آخرین را داشت باشد حال نداشته باشد یک عباسی نمی ارزد و اگر کسی حال داشته باشد پشتوانه علمی نباشد، بالاخره نمیخواهم بگویم همه علامه بشوند ولی حال هم که پیدا میکنی باید یک پشتوانه ای داشته باشد، یک حدیثی، آیه ای، مبنایی، اما دیگر همه اش بشود احساس. خدا شاهد است الان در حتی تهران هم یک مجالسی روی احساس برگزار میشود، خیلی ببخشید نواری را آورده بودند یک جایی در آن نوار آن بنده خدایی که میخواند می گفت که بله امام حسین به قمر بنی هاشم گفت که شب عاشورا اگر تو هم میخواهی بروی، برو! خیلی ببخشید، اینها درد دل من است، اینها چیزهایی است که در پایتخت شیعه خوانده میشود، نوار میشود، پخش میشود،مشتری هم دارد.

بعد میگوید: عباس خوشگله! آمد زینب کبری را پیدا کرد گفت به داداش حسین یک چیزی بگو! مثل اینکه میدان مولوی بوده مثلا، دروازه غار بوده نعوذبالله، این شد حرف؟! همش احساس؟! آدم قمر بنی هاشم را اینطور یاد میکند؟! قمر بنی هاشمی که ائمه وقتی اسمش می آمد تعظیمش میکردند، میگفتند عموی ما نافذالبصیره بود عموی ما پرده ای برابر چشمش نبود، آنوقت اینطور میگویند؟! که دو نفر عوام میخواهند گریه کنند؟! میخواهم صد سال گریه نکنند، اگر میخواهیم به یک آدم عوامی هم حالی بدهیم به او بفهمانیم روی این روایت داریم این را به تو میگوییم، روی این مبنا داریم میگوییم، مبنایش این است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده و پژوهشگر لبنانی اقدام آمریکا در تحویل مأموریت جنگ در سوریه به عربستان را زنگ خطری برای آینده آل سعود دانست.

به گزارش روز دوشنبه پایگاه خبری شبکه العالم "امین حطیط" در مطلبی درباره سوریه نوشت: رژِیم صهیونیستی و آمریکا چند ماه پیش که تجاوز همه جانبه به سوریه را به اوج رسانده بودند از تحقق اهداف تجاوزکارانه خود مطمئن بودند؛ زیرا 133 کشور را با ترغیب و ارعاب کنار خود جمع کرده و بیش از 150 هزار فرد مسلح را از مناطق مختلف جهان به سوریه فرستاده بودند؛ آنها از هر روشی مانند جنگ روانی ، حملات رسانه ای ، تحریم اقتصادی و انزوای سیاسی سوریه و متحدانش بهره گرفتند.

وی افزود: آرزوهای آمریکا و هم پیمانانش به دلیل شکستهای پیاپی در دمشق ، حلب  و قصیر و دیگر مناطق سوریه به ناامیدی تبدیل شده، و تجاوزگران نتوانستند به هیچگونه پیروزی سیاسی و استراتژیک دست یابند .. نتیجه این اقدامات تجاورکارانه نیز چیزی غیر از تخریب و قتل عام مردم سوریه نبود؛ مردمی که آمریکا مدعی دفاع از حقوق آنها است در حالی که نحوه تعامل کاخ سفید با بحران سوریه پرونده سیاهش را سیاه تر کرده است .

** ورود عربستان به میدان جنگ در سوریه

این نویسنده لبنانی ادامه داد: آمریکا در طول 26 ماه از دست یابی به اهداف خود در سوریه ناکام مانده است و همین امر باعث شده که در دو ماه اخیر بر سر دو راهی گیر کند به عبارت دیگر یا باید با قبول واقعیت ها راه حلی را بپذیرد که با کمی آبرو از باتلاق سوریه خارج شود، یا اینکه دست به ماجراجوئی جدیدی بزند. آمریکا روش دوم را انتخاب کرد زیرا داوطلبی را برای اجرای روش دوم خود پیدا کرده است و نام این روش را " ایجاد مجدد توازن قدرت قبل از هر راه حلی " گذاشته است و مرحله ای که ما آن را  " ورود عربستان به میدان جنگ سوریه" می نامیم ، آغاز کرده است .

امین حطیط خاطرنشان کرد: هم اکنون که عربستان شروع به اجرای طرح ماجراجویانه آمریکا برای تخریب سوریه و تضعیف مقاومت کرده است ، آمریکا با این سؤال ها مواجه است : آیا عربستان قادر به اجرای موفقیت آمیز این طرح خواهد بود در حالی که دیگران در شرایطی بهتر نتوانستند این طرح را اجرا کنند؟ آیا عربستان می داند که چه بهایی را در قبال ورود به میدان جنگ سوریه باید بپردازد؟ این در حالی است که عربستان باید بداند تغییرات در توازن قدرت اصلاً به نفعش نیست .. هنگامی که دشمنان سوریه آن همه امکانات و توانمندی های خود را به کار گرفته بودند ، نتوانستند به اهداف تجاوزکارانه خود دست یابند، آیا عاقلانه است که پس از این همه شکست و ناکامی بتوانند به اهداف خود دست یابند .

حطیط در ادامه به این موارد اشاره کرد:

1 -  آمریکا در ابتدا تهدید می کرد که برای حل مسأله سوریه به شورای امنیت مراجعه می کند؛ و برای اینکه خواسته خود را در این شورا عملی کند ، به گروه های مسلح دستور می داد جنایاتی را در سوریه مرتکب شوند ولی جهان امروز تغییر کرده است و کسی از "شورای امنیت آمریکا" حرف نمی زند زیرا وتوی روسیه و چین این شورای آمریکایی را ناکارآمد کرده است و این اتفاق در اتحادیه عرب نیز افتاد زیرا وزیر خارجه قطر که ریاست این اتحادیه را به عهده داشت و تجاوز به سوریه را مدیریت می کرد ، از مسند قدرت به بدترین شکل کناره گذاشته شد .

2 – آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل و کنفرانس به اصطلاح " دوستان سوریه "  133 کشور را با خود همراه کرده بود و با این پشتوانه تهدید می کرد که قطعنامه و مصوبات بی پایان را صادر خواهد کرد ولی این 133 کشور هم اکنون به کمتر از 11 کشور کاهش یافته است  و آمریکا دیگر مثل قبل تهدید نمی کند و فریاد نمی زند و در جایش نشسته است.

3 – ایجاد مناطق امن ، منطقه پرواز ممنوع ، کریدورهای بشردوستانه و غیره قبلاً بخشی از جنگ روانی آمریکا بود ولی آمریکا امروز اعلام می کند که همه این امور قابل اجرا نیست زیرا به گفته "جان کری" وزیر خارجه آمریکا وضعیت سوریه پیچیده است و مانع اجرای چنین اموری می شود .

4 – کمتر از دو ماه پیش کشورهای غربی گستاخانه اعلام کردند که درپی مجهز کردن تروریست ها به سلاح های پیشرفته و آموزش دادن به آنها هستند ولی فرانسه و انگلیس بعداً انصراف دادند و آمریکا نیز اعلام می کند که مسلح کردن و آموزش نظامی تروریست ها با مشکلاتی مواجه است اما ما می دانیم که مسلح کردن تروریست ها از ابتدای بحران سوریه وجود داشت و در آینده نیز به شکل های مختلف ادامه خواهد داشت و اعلام انصراف از مسلح کردن تروریست ها کم اهمیت تر از مسلح کردن آنها نیست .

5 –اخوان المسلمین تصور می کرد که با حمایت های بین المللی می تواند سنگ سوریه را از جلوی پای خود بردارد ولی امروز وضعیت کاملاً تغییر کرده است و اخوان المسلمین در موضع دفاعی قرار گرفته اند و در مصر تحت پیگرد هستند و در تونس با مشکل مواجه شده و در اردن امیدی به آینده خود ندارد و در ترکیه نگران وضعیت خود است و سیطره ای بر " ائتلاف ملی سوریه " که آمریکا برایش تشکیل داده بود ندارد؛ به عبارت دیگر درحالیکه اخوان المسلمین قبلا یکی از مجریان طرح های تجاوزکارانه آمریکا به شمار می  رفت، امروز دیگر به مشکلی برای آمریکا تبدیل شده است . 

6 – گروه های تروریستی فعال در سوریه تا چند ماه پیش ادعا می کردند که با یکدیگر برای اجرای طرح های صهیونیستی – آمریکائی همکاری و هماهنگی می کنند ولی امروز اینگونه نیست زیرا جبهه النصره (شاخه گروه تروریستی القاعده در سوریه‌) گروه ارتش آزاد سوریه را " کافر و لازم القتل " توصیف می کند و النصره و ارتش آزاد سوریه نیز عملاً با یکدیگر وارد درگیری مسلحانه شده اند؛ جنگ ویرانگر این گروه ها بایکدیگر موجب می شود که نتوانند به اهداف خود دست یابند .

7 – لبنان تا دو ماه پیش شاه راهی برای رساندن نیرو و تجهیزات به تروریست های فعال در سوریه بود و 40 درصد نیازهای انسانی و تجهیزاتی تروریست ها از طریق لبنان تأمین می شد ولی با طرد تروریست ها از قصیر و حومه آن و استقرار نیروهای امنیتی سوریه در این مناطق ، لبنان از دست حامیان گروه‌های مسلح خارج شد و تلاش‌های ناامیدانه طرف‌های مرتبط با عربستان از جمله حملات انفجاری و تهدید به منع حزب‌الله از فعالیت سیاسی هیچ فایده‌ای نخواهد داشت و این طرف‌ها به این مساله پی برده‌اند یا باید به آن پی ببرند.

8 – آخر سخن اینکه گروه‌های تروریستی در چهار ماه گذشته به طور بی سابقه ای در برابر ارتش سوریه عقب نشینی کرده اند و تعداد آنها در میادین درگیری به یک سوم کاهش یافته است و در مناطق تحت محاصره یا مناطق غیرمرتبط با یکدیگر فعالیت می کنند و قدرت حمله به دمشق یا بستن مسیری بین المللی یا محاصره شهری مهم را ندارند .

 

امین حطیط تأکید کرد: تجاوزگران هنگامی که شرایط برای دست یافتن به اهدافشان بسیار مناسب تر از اکنون بود، نتوانستند به اهدافشان دست یابند بنابراین آیا در این شرایط که گروه های وابسته به آنها در سوریه دچار ضعف و نزاع شده اند می توانند به اهداف خود دست یابند ؟ .. بدون شک این امر عملی نیست، و عربستان پیش از تصدی مدیریت جنگ سوریه باید به این نکته توجه می کرد و من معتقدم آمریکا مأموریتی را به عربستان واگذار کرد که می دانست اجرای این مأموریت غیرممکن است پس باید پرسید چرا آمریکا این مأموریت غیرممکن را به عربستان سپرد.

این نویسنده لبنانی خاطرنشان کرد: آمریکا پس از شکست‌هایی که طی 2 سال گذشته متحمل شده مدیریت جنگ سوریه را همزمان با تغییر قدرت در قطر و تحولات ترکیه به عربستان واگذار کرد؛ حال باید پرسید که آیا آمریکا طرحی مشابه طرح نابودی سوریه را برای عربستان آماده کرده است، تا این طرح را پس از ناکامی عربستان در اجرای طرح نابودی سوریه اجرا کند؟ و آیا عربستان می داند که پس از ناکامی در میدان جنگ سوریه خود نیز گرفتار بحرانی مشابه بحران سوریه خواهد شد، و آمریکا طرح از پیش تهیه شده تجزیه منطقه را دنبال خواهد کرد ؟

حطیط تأکید کرد: سوریه مطمئن است که از بحران خود سرفراز بیرون خواهد آمد و اهمیتی نمی دهد که مدیر جنگ استعفا بدهد یا عزل شود یا طرفی داوطلب مدیریت آن شود زیرا مدیر جدید خوش شانس تر از سلف خود نخواهد بود؛ و عربستان باید متوجه باشد که پس از ناکامی در مدیریت جنگ سوریه گرفتار چه خطراتی خواهد شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 مسئله پذیرش قطعنامه و پایان جنگ به واسطه برخی ملاحظات شاید تا به امروز از نقاط مبهم تاریخ انقلاب به شمار می رود. اما مجموعه ای از اطلاعات و مسائلی که توسط افراد دخیل در تصمیم گیری در این امر مهم طی چند سال اخیر مطرح شده می تواند کمی در روشن کردن صحنه و نقش افراد و گروههای مختلف کمک کند.در این نوشتار سعی بر آن بوده که با نقل تاریخ و مواضع خواص دخیل در این ماجرا، گوشه ای از این حادثه تلخ را بازخوانی کنیم.تاکید می کنم که محتوای این نوشته به معنای مقصر دانستن و یا القای تحمیل گری قطعنامه توسط اشخاص خاصی بر حضرت امام نیست.

 

تبیین انواع دیدگاه ها به مسئله جنگ و ادامه آن

روز 29 تیر سال 1366 شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 598 را با مفاد  صادر کرد.

 

آقای هاشمی رفسنجانی که در آن زمان تنها ریاست مجلس را بر عهده داشت و هنوز به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب نشده بود،(ایشان در تاریخ 12 خرداد 1367 به این سمت منصوب شدند) در خاطرات خود مورخه 29 تیر 1366 می نویسد:

«مسایل شورای امنیت، به اعتقاد من، جزئی از یک مجموعه اقدامات است که در حال انجام است. آنها هیچ وقت، به تنهایی زیاد امیدوار نیستند که بتوانند از این قطعنامه نتیجه ای بگیرند و این قطعنامه ، تکرار کمی متفاوت حرف های گذشته است.» (+

 

همچنین در خاطرات ایشان مورخه 30 تیر 1366 آمده است:

«به نخست وزیر و وزیر خارجه گفتم که بگویند اگر حسن نیت داشتند، به جای اینکه وعده بدهند، کمیته‌ای را که در آینده آغازگر جنگ را مشخص کند، قبل از  صدور قطعنامه مشخص می‌کردند که راهی برای ختم جنگ باشد.» (+)   

 

حضرت امام (ره) اما در تاریخ 6 مرداد 1366 یعنی به فاصله ده روز پس از صدور قطعنامه توسط شورای امنیت و در آستانه راهپیمایی برائت از مشرکین در مراسم حج، اطلاعیه ای خطاب به حجاج صادر نمودند که بعدها به منشور برائت معروف شد و ایشان در این پیام ضمن دعوت مسلمانان سراسر جهان به راهپیمایی برائت از مشرکین و برخی مسائل دیگر، مسائل بسیار مهمی را در مورد مسئله جنگ و خاتمه آن بیان فرمودند:

«هم اکنون که به مرز پیروزى مطلق رسیده‏ایم و قدمهاى آخرمان را برمى‏داریم، صداى ناآشناى صلح طلبى آن هم از کام ستمگران و جنگ افروزان به گوش‏ مى‏رسد و در جهان غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح طلبى برپا نموده است و مدافع آزادى و امنیت انسانها شده و براى خون جوانان و سرمایه‏هاى مادى و معنوى در کشور ایران و عراق مرثیه سرایى مى‏کند. راستى چه شده است استکبار جهانى و در رأس آن امریکا اینقدر طرفدار ملتها شده است و جنگ افروزان و آتش بیاران معرکه‏ها و جلادان قرن به شرف انسانیت و همزیستى مسالمت آمیز اعتقاد پیدا کرده‏اند و از عطش سیراب ناشدنى و خصلت خونخوارى خود که طبیعت فرهنگ سرمایه دارى و کمونیسم است، منصرف شده‏اند و شمشیرها و خنجرها و قداره‏هاى فرو رفته در قلب و جگر ملتها را به غلاف کشیده‏اند! آیا این حقیقت است یا فریب و آیا این همان جلوه‏هاى دیگر شبیخونها و بى‏انصافیهایى نیست که روزى سکوت را مصلحت خویش مى‏دید و امروز صلح طلبى را؟ آیا براستى از این طریق جهانخواران نمى‏خواهند از ضربه آخر ما جلوگیرى کنند و براى حفظ منافع خویش سیاست جنگ و صلح جهانى را به تصمیمات و فکرهاى پوسیده و شیطانى خود گره بزنند و عملًا جان و مال و مملکت و امنیت ملل عالم را به قبضه قدرت خود درآورند که به‏طور قطع و یقین، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحمیل صلح بر ملت ایران، نشأت گرفته از همین تفکر است. و از همه اینها که بگذریم این مسئله که چه کسى خواهان صلح واقعى است و چه کسى جنگ طلب است خود اولِ بحث ما است...» (6 مرداد 1366)

 

این بیانات امام به خوبی نشان می دهد که دیدگاه ایشان به قضیه صلح و پذیرش قطعنامه به فاصله چند روز پس از صدور قطعنامه چه بوده است. علاوه بر آن نشان می دهد که مسئله جنگ و ادامه آن در نظر ایشان از چه اهمیت بالایی برخوردار بوده است:

«امروز بدون شک سرنوشت همه امتها وکشورهاى اسلامى به سرنوشت ما در جنگ گره خورده است و جمهورى اسلامى ایران در مرحله‏اى است که پیروزى آن به حساب پیروزى همه مسلمانان وخداى نخواسته شکست آن، به ناکامى و شکست وتحقیر همه مؤمنان مى‏انجامد و رها کردن یک ملت و یک کشور و یک مکتب بزرگ در نیمه راه پیروزى، خیانت به آرمان بشریت و رسول خداست، لذا تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام فرو نخواهد نشست و ان شاء اللَّه تا رسیدن به این هدف فاصله چندانى نمانده است. و خدا را سپاس مى‏گزاریم که ملت و دولت و مسئولین و ارتش و سپاه و بسیج و نیروهاى مردمى و همه اقشار دلاور کشورمان در آمادگى کامل به سر مى‏برند و همه اهل جنگ و هنرآفرینان مدرسه عشق و شهادتند و به خوبى از پس توطئه‏هاى استکبار و ایادى جاسوس و منافق آنان برآمده‏اند و مى‏روند که به یارى خداوند بزرگ آخرین معابر پیروزى را باز کنند.» (6 مرداد 1366)

حضرت آیت الله خامنه ای رییس جمهور وقت هم در مصاحبه ای گفت:

«هر کس  که دارای عقل سلیمی باشد، از ادامه نبرد با دشمنی  که به بهای چنین فداکاریهای بزرگی به حال احتضار افتاده است، دست برنخواهد داشت. آتش بس، تنها به عراق فرصت خواهد داد تا جان تازه ای بگیرد و در زمانی دیگر به ایران حمله کند. قدرت های سرکوبگر جهانی و در رأس آن آمریکا با تحمیل صلح به ایران، می‌خواهند مانع وارد آمدن ضربه نهایی ایران به عراق شوند. ایران در آستانه پیروزی کامل بر عراق است و عراق و حامیانش تنها برای جلوگیری از ضربه نهایی، مایل به صلح شده اند.» (+)

 

از مجموع این اظهارات چنین بر می آید که نه در حوزه داخلی و نه در حوزه خارجی کوچکترین برداشتی از سخنان مقامات ایران در راستای صلح نمی شد. حتی فراتر از این می توان گفت همانطور که رییس جمهور وقت و حضرت امام (ره) به صراحت بیان کرده اند، تلقی این بود که مسئولین کشور در آن زمان ایران را در آستانه ضربه نهایی بر عراق و سقوط رژیم بعث می دیدند و با قوت بر ادامه جنگ تاکید داشتند.

 




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روزنامه صهیونیستی هاآرتص امروز در گزارشی به علل نارضایتی این رژیم از برکناری "محمد مرسی" رئیس جمهور مخلوع مصر پرداخته و به دستاوردهایی اشاره کرده که در زمان مبارک هم برای تل آویو وجود نداشته است.
 روزنامه صهیونیستی هاآرتص امروز در گزارشی اعلام کرد: اسرائیل به چهار علت مختلف از برکناری "محمد مرسی" رئیس جمهور سابق مصر خشمگین و ناراضی است. 
 
بنابراین گزارش، با روی کارآمدن مرسی همگان فکر می کردند وی سیاستهای ضدصهیونیستی دارد اما وی با تقویت روابط تل آویو - قاهره در طول مدت ریاست جمهوری خود، تمامی شک و شبهات در این باره را از بین برد. 
 
هاآرتص در ادامه چهار دستاوردی که اسرائیل با سرنگونی مرسی آنها را از دست داده بر شمرده است که به نوشته این روزنامه حتی در زمان حکومت "حسنی مبارک" نیز وجود نداشته است. 
 
نخست اینکه مرسی پایبندی کامل خود را به پیمان کمپ دیوید اعلام کرد و تلاشی در جهت تعدیل آن انجام نداد. دوم اینکه با توجه به روابط خوب خود با اخوان المسلمین از پرتاب موشکهای حماس به اراضی اشغالی جلوگیری به عمل آورد. 
 
سوم اینکه دولت مرسی اکثر تونلهای زیرزمینی میان شبه جزیره سینا و غزه را منهدم کرد که این مسئله باعث توقف قاچاق سلاح برای گروههای فلسطینی شد و چهارمین و مهمترین مسئله هم تقویت اختلافات میان شیعیان و اهل سنت در خاورمیانه توسط مرسی با حمله به محور مقاومت در منطقه بود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرماندهان اسرائیل از همین امروز می توانند فرض کنند که هیئت های مستشاری نظامی ایران و «حزب الله» در حال تجهیز و آموزش "مقاومت مردمی سوریه" هستند، تشکیلاتی که شاید بتوان نام "حزب الله جولان" را برای آن برگزید.

حمله هوایی اخیر رژیم صهیونیستی به مواضع ارتش سوریه در حومه «دمشق» به عنوان یکی از بی سابقه ترین تجاوزات این رژیم به سوریه شناخته شد، اقدامی که ظاهراً برای کمک به تروریست های تحت محاصره در «القُصیر» صورت گرفت. 

از آنجا که حمله اسرائیل، ضرب شصت قاطعی به «بشّار اسد» می توانست باشد، استراتژیست های آمریکا و اسرئیل انتظار داشتند ارتش کلاسیک سوریه که بطور پایه ای برای مقابله با تهدیدات همسایه نامشروع خود مجهّز شده؛ جبهه ای جدید علیه این رژیم جعلی بگشاید و در واقع این جبهه جدید، جبهه ای برای پاشیدن شیرازه ارتش سوریه باشد. 

در روابط تیره و تار سوریه- اسرائیل پیشتر نیز چنین ماجرایی تجربه شده بود، لذا انتظارها این بود که سوریه طبق معمول در قبال یک ضربه دریافتی، ضربه ای پنهان و نیمه محرمانه به اسرائیل وارد نماید. رژیم صهیونیستی می دانست ارتش سوریه در وضعیّتی نیست که ضربه کاری بزند و اگر هم پاسخی در کار می بود این رژیم بهانه ای یافته بود تا حملات را با مشروعیّت جهانی و شدیدتر تکرار نماید و جبهه جدید را گسترش دهد. چنانچه ارتش سوریه این گزینه را انتخاب می نمود باید ضررات ناشی از ورود به دو جبهه جداگانه درگیری (یکی با اسرائیل و دیگری با تروریست ها) را متحمّل می شد که بی شک به فروپاشی می انجامید.

با این احوالات گزینه دوم سوریه این بود که ارتش را وارد معادله نکند که در اینصورت باید منتظر می ماند تا هر روز شاهد مانور «نیروی هوایی اسرائیل» بالای سر کاخ ریاست جمهوری اش باشد. لذا برخی کارشناسان گمان بردند، چنین رویّه ای به شیوه غالب اسرائیل و آمریکا برای تحدید دولت «اسد» خواهد انجامید.

امّا چنین نشد و گویا حامیان سوریه در ایران، مقاومت اسلامی منطقه و روسیه گزینه سومی را پیش پای «اسد» باز کردند. بر این مبنا سوریه فقط به مخابره پیام های رسمی تهدیدآمیز و لفظی بسنده کرد و مقامات بطوری صریح اعلام نمودند این حمله به مثابه اعلان جنگ است و پاسخ این اقدام را خواهند داد. ولی به جز اینکه استحکامات نظامی در مرز «جولان» تقویت شد، اقدامی عملی از طرف ارتش دیده نشد. 

در عوض به نیابت از سوریه؛ «جمهوری اسلامی»، «حزب الله لبنان» و روسیه پالس هایی شفّاف و کاملاً عملیّاتی برای «اوباما» و «نتانیاهو» ارسال نمودند. از این حیث پاسخگویی عملیّاتی به تهدیدات اسرائیل توسّط شرکای سوریه یک طرح هوشمندانه و پویا می تواند باشد چرا که مداماً این پیام را صادر می کند که با تُند تر شدن حمایت های غرب از جبهه معارضین مسلّح حمایت های شرکای منطقه ای «اسد» نیز نظامی تر و عملیّاتی تر می شود.

در طرح هوشمندانه مذکور «فدراسیون روسیه» به پشتیبانی "جنگ روانی علیه صهیونیست ها" مبادرت ورزید. بطور سنّتی فدراسیون درباره موضوعاتی که یک پای آن منافع مصرّح رژیم صهیونیستی و شبکه جهانی آن قرار دارد ورود پیدا نمی کند، روسیه طیّ سال ها بعد از فروپاشی «اتّحاد جماهیر شوروی» اثبات کرد بدش نمی آید مکان امنی برای سرمایه گذاری یهودیان باشد.

برای نمونه شهریورماه سال 1389  پایگاه خبری- تحلیلی «اسلام تایمز» در گزارشی اعلام نمود: «بعد از اینکه «مدودف» سال گذشته طیّ اقدامی منطقه «قفقاز» را بعنوان «هشتمین فدرال روسیه» اعلام کرد، «خلوپونین» (یهودی روس تبار و عضو لابی بزرگ یهود) را بعنوان نماینده رئیس جمهوری و رئیس «فدرال قفقاز» انتخاب کرد. «مدودف» وی را مأمور کرد تا سطح سرمایه گذاری ها در منطقه را با هدف از بین بردن ریشه های تروریسم و جدایی طلبی جذب نماید.

در این مدّت کوتاه میلیاردرهای یهودی در حال افزایش سرمایه گذاری خود در «قفقاز» می باشند. با سرمایه گذاری یهودیان در بخش های توریستی و تفریحی این تهدید وجود دارد که این منطقه به فلسطین دوم تبدیل شود.».

این کشور بعد از سال 1991 م. که قانون منع مهاجرت یهودیان به سرزمین های اشغالی توسّط «میخائیل گورباچف» لغو شد به توسعه روابط اقتصادی خود با رژیم صهیونیستی نگاه ویژه ای داشته است، برای مثال حجم مبادلات تجاری روسیه- اسرائیل از حدود ١٢ میلیون دلار در ١٩٩١ م. به حدود ٢.٨ میلیارد دلار در ٢٠٠٨ م. رسید. همچنین گزارش ها در سال 1391 ه.ش تأیید کردند که روسیه علاوه بر خرید ١۵ هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین از رژیم صهیونیستی، توانسته امتیاز مونتاژ برخی تولیدات نظامی این رژیم در خاک خود را نیز دریافت کند، این درحالی بود که امکان چنین معاملاتی بین روسیه و کشورهای غربی وجود ندارد.

امّا اینبار «پوتین» میخ خود در سوریه را محکم کوبید و به صهیونیست ها فهماند در سوریه بیش از آنکه منافع اسرائیل نهفته باشد منافع روسیه وجود دارد. وی فهماند که روسیه در قالب یک بازی راهبُردی حاضر نیست از رقابت با آمریکا و اسرائیل دست بردارد بنابر این «پوتین» هشدار دیپلماتیک مهمّی به «نتانیاهو» داد، هشداری که صهیونیست ها اصلاً انتظار آن را نداشتند.

17 اردیبهشت ماه منابع خبری به نقل از پایگاه تحلیلی «دبکافایل» (وابسته به نهادهای اطّلاعاتی اسرائیل) نوشتند: ««پوتین» در پیامی به «نتانیاهو» هشدار داده که روسیه دیگر حملات اسرائیل به سوریه را تحمل نخواهد کرد و به آنها پاسخ خواهد داد. 
ادامه مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : اسرائیل، سوریه، بحران، حزب، الله، لبنان، جولان،
لینک های مرتبط :
واقعیت آنست که اگر بنده در آن لحظه در آن مکان بودم, دفاع از آن سرباز انگلیسی را بر خود واجب میدانستم. چرا که مظلوم بود. 

انگلستان به عنوان یک ابزار قدرتمند در پیشبرد اهداف استعماری خود, از تولید مذاهب ساختگی که دارای مبنای وحشیگری, انحرافات اخلاقی و بی بند و باری است  سود میبرد. از جمله این مذاهب ساختگی میتوان از وهابیت نام برد. وهابیتی که بهانه های حضور و استعمار را در هر نقطه که برای اربابانش لازم باشد فراهم می آورد. 
در این بین, حادثه لندن در چند روز اخیر موجب تاسف و ناراحتی بسیار است. این که دو نفر تازه مسلمان که از بسم الله ی اسلام نیز اطلاعی ندارند با وقاحت و توحش تمام, یک سرباز غیر مسلح, آنهم در خیابانهای شهر با شعار الله اکبر سر میبرند. 
این رفتار تنها در جهت ضربه به اسلام رحیم است نه دفاع از آن. 
اینها نظر بنده است که با توجه به مطالعات اسلامی به دست آورده ام که البته نیاز به تشریح دارد که مجال نیست:
اولا حمله جایز نیست . دفاع تنها راه برای عملیات نظامی است. آنگونه که امام حسین در کربلا اجازه آغاز حمله نداند؛ ان زمان که برخی اجازه خواستند تا به شمر حمله کنند.
دوم در دفاع نیز اگر فرصت و زمان وجود دارد, باید اتمام حجت صورت گیرد. در کربلا یا صفین یا جمل همگی با اتمام حجت و بیان راهکار و راه حل مسالمت آمیز جنگ صورت گرفته ست. به همین دلیل شبیخون ابتدایی در اسلام ممنوع است. اگر هم باشد بعد از آغاز جنگ با شرایط فوق الذکر ممکن است.
سوم  در دفاع نیز باید به جنگ مهاجم رفت نه خانواده او و افراد ثالث بی طرف. اگر جنگی هست درمیدان جنگ است نه در مناطق غیرنظامی. به فرض ارتکاب این اعمال از سوی دشمن آنگونه که در افغانستان و پاکستان اتفاق می افتد- لزومی ندارد ما که مدعی اسلام هستیم این اعمال غیر اسلامی را انجام دهیم. اگر قصد پیروی از اسلام و فرمان خداست, خدا و اسلام و قران چنین اجازه ای به کسی نداده است. اگر هم از روی هوا و هوس است که دیگر ادعای اسلام جایی ندارد. 
واقعیت آنست که اگر بنده در آن لحظه در آن مکان بودم, دفاع از آن سرباز انگلیسی را بر خود واجب میدانستم. چرا که مظلوم بود. 
جنگ یک استثنا است و باید تمام شرایط ایجاد  شود تا بتوان جنگید. حمله یه این سرباز در آن شرایط, هیچ یک از شرایط جنگی را نداشت.

البته ذکر چند نکته ضروری است:
1-  رسانه ای کردن و هجمه گسترده آن, باید با حادثه بوستون در آمریکا پیوند خورده و مظلومیت نمایی بیش از حد را با تامل نگریست. این همه هجمه برای کشتن یک نفر در حالی که هزاران نفر در کشورهای اسلامی توسط انگلیس و مزدورانش کشته میشوند و صدایی از کسی بلند نمی شود جای بسی تاسف و نگرانی است.
2- توحش دو جوان تازه مسلمان ربطی به اسلام عزیز ندارد.

از اینجا به خانواده او تسلیت میگویم.

 England intend to promote its colonial aims by  production of the false religions as well as Wahhabiat and  Al-qaedeh and Taliban.these are excuse for their  masters -west powers-that is required for presence in and war in the world..a
Meanwhile, the incident in London in recent days has caused grief and sadness. killing an unarmed soldier in london is against all islam rules. both killers do not know about islam. they are wahhabi not moslem - shiaa or sunni.l
it is necessory to tell you about war rules in islam:l
a- starting war is forbidden . defence is only way for entry in war.
     b- before army operations,If possible, you must must use peaceful means  for example political ways and negotiation with enemy.l
  c- attack is against who involved in war not innocent or third prties or unarmed places or captives.

this soldier was not actting armed operation against islam. he was innocent.
if i was there, i must defend him  as moslem and shiaa. this is islam rule.l
i hardly condomn this event.







نوع مطلب :
برچسب ها : انگلیس، ترور، لندن، terror، london، killing، soldier،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :